محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
501
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
جز اينكه وقتى ما از اين مرحلهء عقلانى مىگذريم ، مىبينيم كه انديشهء هدف همچون محرّكى براى ما تجسّم پيدا مىكند ، ما را به كوشش وامىدارد ، و موقعى كه از جهت اين تأثيرگذاريش روى اراده به آن مىنگريم ، نام واداركننده « دافع » [ mobile ] را بر آن اطلاق مىكنيم . كانت ، در اين تفاوت واژگان ، بسى دور تر از اينها رفته است ، آنجا كه واژهء « دافع » [ mobile ] را به نوع غايتها و اهداف ذاتى كه تنها نسبت به همان شخص صادق است ، اطلاق مىكند ، درحالىكه انگيزه « باعث » [ motifs ] از نظر كانت غايات موضوعى است كه نسبت به همه موجودات عاقل صدق مىكند « 1 » ، ( يعنى هر موجودى غايتى دارد ) . و جريان اين انواع دلالتها هرچه باشد ، نقطهء بحث ما در اين فصل ، تفاوت روشنى است كه بين دو نوع از مطالب ارادى وجود دارد كه عبارت است از : ماهيّت اراده [ Le quoi ] و سبب اراده [ Le pourquoi ] . به راستى اين مطلب از نظر ما جزو مسلّمات است كه در هر تصميم عادى - و معمولى كه پس از دقّت كافى گرفته مىشود - ناگزير اراده ، بايد دو نگاه و دو نگرش داشته باشد : يكى متوجّه عمل و ديگرى متوجّه هدف و غايت باشد . و همين چشم غايتبين است كه اراده آن را فرو مىبندد ، ولى نه آنكه بهطور كلّى آن چشم بسته باشد ، و از اينرو گاهى موضوع مورد توجّه از ميدان شعور واضح دور مىماند ، ولى اين ، هرگز از حقيقت حضور آن موضوع در محدودهء آگاهى يا ناآگاهى چيزى را نمىكاهد ، بلكه او عميقتر و ويژهتر از اينهاست . و بلكه همين موضوع نخستين اصلى است كه الهامبخش اراده شده و حركت آن را به سمت عمل مشخّص مىكند . اين دو نگرش براى ارادهء دو موضوع مختلف از موضوعات بحث و بررسى در علم اخلاق است . بنابراين ؛ وقتى كه نيّت غايى بهطور خاص از نظر دانشمندان اخلاق بيشتر بها داده مىشود ، مىبينيم كه روانشناسان و داوران و قضات بيشتر به بحث و بررسى نيّت به مفهوم عام و به شكل موضوعى بهطور كلّى مىپردازند ، بهگونهاى كه بر ما رواست ، بين اين دو نوع از نيّت را تفاوت بگذاريم ، و بر هركدام بهطور خاص نام : نيّت اخلاقى و نيّت روانى يا ( سكولوژى ) را اطلاق
--> ( 1 ) - ر ك : Kant , Fondement . de la me ? ta . des Moeurs , 2 section , p . 148 .